سلام دوستان عزیزم بعد چند ماه اومدم بگم:
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
راستش قصد نداشتم تا قبل از کنکور آپ کنم ولی یه اتفاقی افتاد که مجبور شدم بیام چون
یکی ازم کمک خواست و منم خودمو موظف دونستم که بهش کمک کنم ولی تنهایی کاری از
دستم بر نمیومد که... این بود که یاد شما دوستای گلم افتادم فکر کردم که شاید بتونید
کمکشون کنید .منم از طریق یه نامه ای که به دستم رسید متوجه شدم.متن نامه رو واستون
می نویسم.
بسمه تعالی
با سلام خدمت خیرین محترم
اینجانب و همسرم و فرزند دختر 5/2 ساله ام مدت یک ماه و نیم است که در پارک بهاران
(سلامت) جنب شهرداری ناحیه 2 منطقه 17 زندگی می کنیم به دلیل بیماری همسرم
نتوانستیم کرایه خانه را پرداخت کنیم ,صاحب خانه بیرونمان کرده البته با یاری شما هم من
بهبود پیدا می کنیم وهم مسکنی تهیه می کنیم از طریق شماره حسابی که به شما می
دهم به یاری ما بیاییدهرکس هممایل بود می تواند از نزدیک وضع زندگی ما را مشاهده کند .
با تشکر.
شماره حساب 745457 بانک ملی شعبه امام زاده حسن
بانی خیر محسن 09122388959
از همتون خواهش می کنم که تنهام نذارید من خودم از نزدیک رفتم و دیدم و اونها ازم
خواستن که اگه به اینترنت دسترسی دارم کمکشون کنم .دیگه نمی دونم چی بگم جز اینکه
ازتون خواهش کنم که خودتون برید و وضع زندگیشونو ببینید دیگه بیشتر از این وقتتون رو
نمیگیرم.
راستی 4 مرداد کنکور دارم واسم دعا کنید.
دوستدار همیشگی شما ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــایـــــــــــــــــــــــــــــه
سلام عزیزان.
فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو به همه ی شما تیریک میگم و از همتون التماس دعا دارم.قرار بود 31 شهریور آپ کنم ولی نشد.شما این آپ رو واسه 31 شهریور در نظر بگیرید.
باز آمد بوی ماه مدرسه /بوی بازیهای راه مدرسه
بوی ماه مهر ماه مهربان/بوی خورشید پگاه مدرسه
هیچ وقت با شنیدن این شعر ناراحت نمی شدم و دلم نمی گرفت ولی حالا دلم بیشتر از همیشه گرفته. حتماً می پرسید چرا؟ دلیلش اینه که من دیگه مثل هرسال با دوستام نیستم و چون درسم تموم شده دیگه نمیتونم حس خوب دانش آموزی رو بچشم.شاید براتون عجیب باشه که یه نفریه همچین حسی نسبت به دوستاش داشته باشه،شاید بعضی از شما هم یه همچین حسی داشتید.راستش این وابستگی از جایی شروع شد که: تازه انتخاب رشته کرده بودم ،رشته ی حسابداری ولی اصلاً از ریاضی خوشم نمیومد دلیلش هم معلم هایی بود که از دوران راهنمایی به بعد داشتیم .منو از ریاضی متنفر کرده بودن ولی وقتی سال دوم دبیرستان
معلم حسابداری مون اومد عاشقش شدم درسشو خوب می خوندم همیشه سعی می کردم ازم راضی باشه و اینطور هم شد خیلی خوب درس می داد ،درکمون می کرد تا اینکه سال سوم هم معلم ریاضی مون شد ولی نه تنها از ریاضی متنفر نبودم بلکه جذبش شدم تا اینکه تو امتحان ترم اول نمره ی 20 گرفتم نمره ی غریبی بود اونم تو درس ریاضی از اونجا بود که فهمیدم یه معلم چقدر میتونه تو سرنوشت یه دانش آموز نقش داشته باشه.
بهتره یه کمی از خودم بهتون بگم تا منو بیشتر بشناسید.
خیلی احساسا تی ام.شاید با خودتون بگید دخترا اصولاً احساساتی هستن ولی من با همه فرق می کنم اینو خیلی ها بهم گفتن خودم هم متوجه شدم که بیش از حد احساساتی ام ولی چی کار کنم دیگه، نمیتونم بی تفاوت باشم.با اجازه ی دوستان عزیز یه صحبتی هم داشته باشم با همکلاسی های جیگر و معلم های عزیزم.
سلام معلم های عزیزم.سلام همکلاسی های جیگرم.سلام کلاس مهربونی.آخه کجایید شما؟؟؟
راستش این 3 ماه خیلی برام سخت گذشت . هرشب هوای دلم ابری بود و چشمام بارونی و گونه هام خیس اشک. آخه هروقت به اون روزا فکر می کردم نمیتونستم جلوی اشکامو بگیرم. الانم که دارم می نویسم همین طور اشک می ریزم.
بهتون احتیاج دارم تنهام نذارین شما که منو می شناسید یه کم زیادی احساساتیم.
نمیدونم چه جوری درد دوریتونو تحمل کنم .نمیدونم اصلاً می تونم یا نه.
دلم خیلی براتون تنگ شده .هروقت عکسامونو نگاه می کنم با خودم میگم چه قدر زود دیر شد با خودم میگم چی می شد اون روزا دوباره تکرار می شد.
بچه ها جونم دلم بدجوری براتون تنگ شده.واسه حیاط مدرسه واسه کلاسمون واسه نیمکتامون واسه معلم های عزیزمون. واسه خانم شهریاری که این 2 سال آخرو برام بهشت کرد. . از همین جا می خوام بگم که خیلی دوستون دارم و طاقت دوریتونو ندارم. می خوام بگم دلم واسه خاطره های قشنگتون تنگ شده .
خانم کریمی دلم واسه شما هم خیلی تنگ شده دلم می خواد مثل همیشه بیام پیشتون و باهاتون درد دل کنم . وای که چه درد دلی بشه.فقط شما می تونید آرومم کنید.
فردا اول مهر میام مدرسه تا ببینمتون و از این بی قراری نجات پیدا کنم.
جا داره اینجا یادی هم کنم از دبیر عربیمون که خیلی با ایشون جور بودم آخ که چقدر دلم هوای اون شوخی هاتونو کرده اگه بدونید که چقدر دلم واسه تیکه های باحالتون تنگ شده ولی فردا روز امید منه چون میام مدرسه و میبینمتون .صیح امید نزدیک است.به امید دیدار.
درآخر فرا رسیدن ماه مهر رو به دانش آموزا تبریک و به امثال خودم تسلیت میگم![]()
از شما دوستان عزیز هم ممنونم که پای حرف های این دل شکسته نشستید.![]()
:::خیلی سخته:::
خيلي سخته دلی رو که تا دیشب بود یادگاری
صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوستش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ راهی برای آشتی
بی وفا بشه کسی که جونتو واسش می ذاشتی
خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا
می سوزونه گاهی قلبو زهر تلخ بعضی حرفا
خیلی سخته اون کسی که اومدو کردت دیوونه
هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه
خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه
تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه
خیلی سخته که دلی رو با نگات ندیده باشی
وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی
خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرونی
از خودت همش می پرسی می شه اون بره زمونی
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی
اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی
خیلی سخته اون که دیروز تو واسش یه رویا بودی
از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی
می دونم دوسم نداری حتی قد یه قناری
اما عاشقم هنوزم بدون اشتباه نکردم
به چشمای خودت قسم دیگه بهت نمی رسم
وصال تو خیالیه وای که دلم چه حالیه
دل من روی زمینه دل تو رو آسمونه
اونقدر دوست دارم من که فقط خدا می دونه
بعضی قلبا بی ستارن یه ستاره هم ندارن
شاید هم ستاره هاشون مثل ما تو کهکشونه
یادمه پرسیدم از تو که می شه با هم بمونیم
گفتی این که دست ما نیست بذارش دست زمونه
نکنه بری یه روزی با یه قایق از کنارم
واسه ی دلم نذاری نه اشاره نه نشونه
سلام عزیزان.
این مطلب که می خوام بنویسم با همه ی مطالبی که تا حالا نوشتم فرق داره .میخوام با کمک شما
تا حد امکان عشق واقعی رو تعبیر و تفسیر کنم و عاشق واقعی رو بشناسم.
از خیلی ها پرسیدم عشق چیه و جواب هایی که بهم دادن این زیر نوشتم:
یکی گفت:علاقه ی شدید قلبی -ع(علاقه) ش (شدید)ق (قلبی)
یکی دیگه اونو به مجرمی تشبیه کرد که هرجا یه ردی از خودش به جا میذاره و کسی که این رد
پا رو دنبال می کنه یه چیز تو مایه های عاشقه.ولی هیچ گاه نمیتوانی این مجرم رو مجازات
کنی.
عزیز دیگه ای عشق روبه نیرویی تشبیه کرد که عاشق رو وادار به پیمودن راهی می کنه که
هیچ کس از آخر این راه خبر نداره.
یکی دیگه گفت:یه جور نیروی جاذبه ست که از خود ما سرچشمه می گیره.
ولی وقتی داشتم دفترمو نگاه میکردم این نوشته نظرمو به خودش جلب کرد که میگه:
از عشق هر چیزی بخواهی همان را به تو می دهد.
هر رابطه ی عاشقانه به همان سمتی می رود که تو می خواهی.
انرژی عشق شکلی ندارد تو به آن غالب می دهی.
ولی چیزی که واضحه اینه که هیچ کس نمی تونه تا ابد نسبت به عشق بی تفاوت باشه.
این بود نظراتی از دوستان عزیزم.
نظر شما چی؟به نظر شما:
۱.عشق جیه؟
۲.عاشق کیه؟
منتظر قدم های سبزتون هستم.

به امیِِِِِـــــــد روزی کـــــه همــــــه بــــــــه آرزوهــــــاشـــــــــون
بـــــــــــــــــــرسنــــــــــد .
آدم به زمین آید
این حادثه رویا نیست
این فرصت بی تکرار
عشق است معما نیست


